
دومين شب قصه خواني با كوچولوهاي نردبان آسمان (گروه سني ب و ج)
پنج شنبه 22تيرماه 91
ساعت 6 بعدازظهر
مكان كتابكده نردبان آسمان ( ابتداي خيابان بهبودي)
لنی پسری است که از پایبندی گریخته . شعار او ازادی از هر گونه تعلقی است . او اسکی بازیست که به ارتفاع ها می رود تا از قید تعلقات و مسائل پوچ روزمره جدا شود . اما در یکی از مسافرت هایش به شهر عاشق دختری می شود و تمام اصول زندگیش زیر و رو می شود .
شاید به نظرتون یک داستان ابکی بیاد اما اصلا این طوری نیست . فرو پاشی یک اعتقاد قوی را نشون می ده و اینکه بخواهید یا نخواهید عشق یک روزی سراغتون می یاد و به قول خود کتاب ادم همیشه که نمی تونه زندگی کنه گاهی هم باید تسلیم بشه . نمی دونم هر جور برید هر چه قدر قوی به خلوت و اعتقادات خودتون پناه ببرید جامعه انسانی و عاداتش اخر یک جا غافلگیرتون می کنه .
یک پایان رمانس و خشوگل هم داشت از اون پایان هایی که من خیلی دوست دارم . از بقیه کتاب های رومن گاری هم که خونده بودم گرم تر و صمیمی تر بود . من که خيلي خوشم اومد کتاب قشنگی بود .
رومن گاری هم از اون نویسنده هایی بود که اخر و عاقبتش به خودکشی رسیده
قسمت هايي زيباي ديگري از كتاب:
اغلب خيال مي كنند كه " مرغ هاي دريايي غم بزرگي در دل دارند وحال آنكه اين خيالي پوچ است. اشكالات رواني خود آدم است كه اين احساس را به وجود مي آورد. آدم همه چيزهاييرا مي بيند كه وجودندارد.اين چيزها در درون خود آدم است."
خداحافظ گاري كوپر
نويسند: رومن گاري
مترجم : سروش حبيبي
نشرني
اينجا مكان كسب درآمد نيست