نردبان
نردبانيست ، اين زندگاني
با شماري بران پلكان ها
از نخستين ،
تا به بالا
ما ازاين پله ها در عبوريم
گه به بالا
گه به پايين
هركسي پله ناگزيري
بهر خود داردو
از همانجا
مي رود سوي آن بيكرانه،
ازتومي خواهم ،اي جاوادنه !
روي بالاترين پله ( آنجا كه وجودم همه شوروعشق است وسرودوسخن مي سرايم )
پله ناگزيرمراتو
ناگهاني نهي زير پايم (استادشفيعي كدكني )
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط جمعي از اعضاء باغ فرهنگ
|
اينجا مكان كسب درآمد نيست