شمس پرنده
شما نيز اين فرصت نيكورا داريد كه از طريق كتابكده نردبان آسمان و با همت جناب آقاي مهندس بي تقصير مشترك اين گنجينه فرهنگ و ادب باشيد.
يكبار محتويات دوماهنامه را مروربفرمائيد .بدون شك گفته هاي فوق را تاييد خواهيد نمود. جاي بخارا در خانه هر ايراني عاشق ادبيات خالي است .
اراداتمند شما
سهيل سادات
شمس: زكجايي تو ؟
مولانا : نيميم زتركستان ، نيميم زفرغانه ٬ نيميم زجان ودل
شمس : گم شدن در گم شدن دين من است
مولانا : دانه تويي ٬ دام تويي ٬ پخته تويي ٬ خام تويي ٬ خام بمگذار مرا
شمس : بيرون زتو نيست هرچه در عالم هست
درخود به طلب هر آنچه خواهي كه تويي !
مولانا: رنگ دلت برچيست ؟
شمس : رنگ دلم هرنفسي رنگ خيال آدمي است!مقادم آدمي
مولانا : مقادم آدمي ؟
شمس : خويشتن را آدمي ارزان فروخت !
مولانا : سخن چه داري ؟
شمس : عبارت تنگ است ؟ زبان تنگ است !برخيز با من به بزم خدا بيا!
مولانا:اين چه سرٍّ است ؟
شمس : اين ذوق وحال است تو را از اين چه خبر ؟
مولانا : وراي آن چيست ؟
شمس : عرصه سخن تنگ است، عرصه معني فراخ . از سخن پيش ترآ تا فراخي بيني ! وعرصه بيني !
اينجا مكان كسب درآمد نيست