پرنده می میرد ، پرواز می ماند

نويسنده: مسيحا برزگر
قطع: جيبي
نوع جلد: شوميز
ناشر: ذهنآويز
زبان: فارسي
تعداد صفحات: 168
سال انتشار: 1384
در شمارگان نخست از این مجموعه ٬ قطعاتی منثور با مضامینی عارفانه فراهم آمده است.
حقيقت، چيزي نيست كه درباره آن انديشه شود، حقيقت را بايد مشاهده كرد. چشمهاي معمولي، توان ديدن حقيقت را ندارد. چشماني تازه بايد گشود. برخيز و پرندهها را در آسمان صاف و آفتابي زندگيت رها كن. برخيز و ساز زندگيت را كوك كن. برخيز و نغمهخوان شو. برخيز و زندگي كن.
خداوند همواره شراب عشق خویش را به آدمی تعارف می کند٬ اما انسان دست او را نمی بیند.خداوند همواره آماده است تا پیمانه ی وجود ما را لبریز کند٬ اما ماییم که پیمانه را پس می کشیم.او در هر لحظه بر دروازه ی دل ما می کوبد٬اما ما را گوش شنوا نیست تا در را به رویش بگشاییم.
(از متن کتاب )
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط جمعي از اعضاء باغ فرهنگ
|
اينجا مكان كسب درآمد نيست