کتابخانه ای که یک زندان را متحول کرد

هر زندانی 45 دقیقه در هفته اجازه دسترسی به کتابخانه را دارد اما آنها می توانند در سایر اوقات نیز به کتابخانه مراجعه کنند. پیش از باز شدن کتابخانه تنها 5 درصد زندانیان کتاب امانت می گرفتند که این میزان هم اکنون به 50 درصد رسیده است. آسیبهای وارده به کتابها هم از 80 درصد به صفر رسیده است.
کتابخانه زندان ادینبورگ که توسط خود زندانیان طراحی و ساخته شده، موفق شد جایزه امسال کتابخانه های بریتانیایی برای تغییر زندگی را از آن خود کند.

به گزارش خبرنگار «تابناک اجتماعی» به نقل از گاردین، ژاکلین کلینتون رئیس بخش کارآمدی زندانیان این زندان می گوید که زندانیان برای رفتن به کتابخانه لحظه شماری می کنند.

ظرف 18 ماه انبار کوچک کتابی در این زندان به کتابخانه ای برای 900 زندانی تبدیل شده که چندین نفر در نوبت عضویت در این کتابخانه هستند. این کتابخانهروز گذشته جایزه بهترین کتابخانه بریتانیا برای تغییر در زندگی در سال 2010 را دریافت کرد.

این کتابخانه که هماهنگ با سایر کتابخانه های ادینبورگ کار می کرد، توسط زندانیان طراحی و در گوشه ای از زندان ساخته شده است که شامل سالنی بزرگ با کف چوبی کاناپه و صندلی و دیوارهای تزئین شده است. کتابها در قفسه های باز چیده شده و در بخش کتابهای تخیلی، بیشتر کتابهای جنایی به چشم می خورند از کتابهای دیگر موجود می توان به کتابهای شعر، زندگینامه ها، تاریخ طبیعی، هنر و ورزش اشاره کرد. سخنانی از ادیسون، آلدوس هاکسلی و والت دیسنی هم روی دیوارها نوشته شده است.

هر زندانی 45 دقیقه در هفته اجازه دسترسی به کتابخانه را دارد، اما آنها می توانند در سایر اوقات نیز به کتابخانه مراجعه کنند. پیش از باز شدن کتابخانه تنها 5 درصد زندانیان کتاب امانت می گرفتند که این میزان هم اکنون به 50 درصد رسیده است. آسیبهای وارده به کتابها هم از 80 درصد به صفر رسیده است.

نظر سنجی اخیری در این زندان نشان داده بود که 91 درصد زندانیان تواناییهای خواندن کمی را دارا بوده و 11 درصد در حد یک کودک 11 ساله توانایی خواندن دارند و این کتابخانه هم اکنون به مرکز افزایش تواناییهای ادبی زندانیان نیز تبدیل شده است و به گفته نایجل آیرونساید رئیس این زندان آشنایی بیشتر با ادبیات و آموزشهای پایه ای اساسی برای کاهش تکرار جرم است.

در 18 ماه گذشته 63 نفر از کتابخانه به سایر برنامه ها و ترمها ارجاع داده شده اند.

پیت ترنر 30 ساله که 8 ماه از مجازات 12 ماهه اش باقی مانده است این کتابخانه تجربه متفاوتی بوده است. وی که هم اکنون یکی از کارکنانی است که داوطلبانه در این کتابخانه کار می کند، می گوید: اگر میله های روی پنجره ها نبود اینجا هیچ فرقی با یک کتابخانه عادی نداشت. من هیچگاه مطالعه نمی کردم اما هم اکنون این کار را می کنم و در حال یاد گرفتن زبان اسپانیایی هم هستم. این کتابخانه برای زندانیان خیلی مهم است و یک منبع اطلاعاتی برای کل زندان است.

--------------  شما چـــطور ؟

سلام ديشب يه سري به كتابكده زدم . چشمم خورد به كتابي به نام :

چرا زنان باهوش در انتخاب همسر احمقانه عمل مي كنند!!؟؟

 

به نظر شماچرا ؟

                                                 شما چطوري عمل كرديد؟

          شمس پرنده

چند متن تقديم شده روزهاي گذشته مطالب متنوعي از دوماهنامه "بخارا" ، يكي از مجموعه هاي كم نظير فرهنگي در كشور است ،كه به كوشش و مديريت علي دهباشي در دسترس اصحاب فرهنگ و هنر كشور قرارميگيرد.

شما نيز اين فرصت نيكورا داريد كه از طريق كتابكده نردبان آسمان و با همت جناب آقاي مهندس بي تقصير مشترك اين گنجينه فرهنگ و ادب باشيد.

يكبار محتويات دوماهنامه را مروربفرمائيد .بدون شك گفته هاي فوق را تاييد خواهيد نمود. جاي بخارا در خانه هر ايراني عاشق ادبيات خالي است .

اراداتمند شما

سهيل سادات

 

شمس: زكجايي تو ؟

مولانا : نيميم زتركستان ، نيميم زفرغانه ٬ نيميم زجان ودل

شمس :  گم شدن در گم شدن دين من است

مولانا : دانه تويي ٬ دام تويي ٬ پخته تويي ٬ خام تويي ٬ خام بمگذار مرا

شمس : بيرون زتو نيست هرچه در عالم هست

           درخود  به طلب هر آنچه خواهي كه تويي !

مولانا: رنگ دلت برچيست ؟

شمس : رنگ دلم هرنفسي رنگ خيال آدمي است!مقادم آدمي

مولانا : مقادم آدمي ؟

شمس : خويشتن را آدمي ارزان فروخت !

مولانا : سخن چه داري ؟

شمس : عبارت تنگ است ؟ زبان تنگ است !برخيز با من به بزم خدا بيا!

مولانا:اين چه سرٍّ است ؟

شمس : اين ذوق وحال است تو را از اين چه خبر ؟

مولانا : وراي آن چيست ؟

شمس : عرصه سخن تنگ است، عرصه معني فراخ . از سخن پيش ترآ تا فراخي بيني ! وعرصه بيني !

 

گزيده طنز هايي برگرفته از بخارا

صرفه جویی

«محمد قاضی » وقتی زنش فوت کرد٬ خواهر زنش را گرفتع از اوپرسیدند : « چرا این کاررا کردی ؟ »

گفت : « برای صرفه جویی در مادرزن ! »

زبان

دکتر «رضا شفق » برای تولد همسرش یک جلد کتاب لغت خرید .

دوستی پرسید : « پارسال برایش ساعت طلاخریده بودی ٬ چرا امسال کتاب لغت خریده ای ؟ »

دکتر شفق گفت: «پارسال که ساعت طلاخریدم ٬ همسرم گفت که نمی دانم به چه زبانی از تو تشکر کنم ٬ حالا این کتاب را گرفتم که بداند با چه زبان و لغتی تشکر کند.»

مجموعه شعر


اندوه ديوجانوس   


سروده شاعر برجسته ديارترشيزكهن علي اصغر داوري ترشيزي

 

به كوشش و گزينش مهندس حميدرضا بي تقصير

كتابكده نردبان آسمان

نردبان

نردبانيست ، اين زندگاني

با شماري بران پلكان ها

 از نخستين ،

تا به بالا

ما ازاين پله ها در عبوريم

گه به بالا

                          گه به پايين

هركسي پله ناگزيري

بهر خود داردو

                       از همانجا

مي رود سوي آن بيكرانه،

ازتومي خواهم ،‌اي جاوادنه !

روي بالاترين پله ( آنجا كه وجودم همه شوروعشق است وسرودوسخن مي سرايم )

پله ناگزيرمراتو

ناگهاني نهي زير پايم                  (استادشفيعي كدكني )

سلام

سلام به همه اونهایی که عاشق کتاب وکتاب خوندن هستن

 اول اینکه ببخشید که چند وقتیه مطلبی واستون نذاشتم . انشا.. که ازاین بعد حضور بیشتری همه داشته باشیم

<هنگامیکه انسانها فکر کنند می توانند

کاری انجام دهند فوق العاده می شوند

زمانیکه آنها به خود ایمان می آورند

اولین رمز موفقیت راکشف می کنند .

اگربه شرایط بد عادت کنید دیگر نمی توانید آنرا تغییر دهید.>

<<< برگرفته از کتاب معجزه گر ص ۵۸>>>>

<<<<زندگینامه و اندیشه های هلن کلر>>>>